خرید بک لینک

درباره سایت

پرندهباز آلکاتراز

امکانات وب

یکشنبه بیست و دوم آبان ۱۴۰۱ ساعت 13:10 توسط پرنده باز | |

خیلی وقت بود که میخواستم در مورد «دمیان»ِ هرمان هسه بنویسم. یک دور صوتی بهش گوش دادم و یک دور هم کتبا خوندمش. تفسیر مبسوط رضا نجفی رو هم که در موخره کتاب اومده بود تمام و کمال خوندم؛ اما این اثر اونقدر بزرگه که نمیتونستم حتی یک خط بهش یا دربارهاش اضافه کنم. بنابراین فقط از قسمتهاییش عکس میگیرم و قسمتهایی از خودش و تفسیرش رو نقل قول میکنم:

از کتاب:

آه، امروز میفهمم که هیج چیز در جهان برای آدمیان ناگوارتر از پیمودن راهی نیست که ره به خویشن برد.

به چهره دمیان نگریستم و دیدم که نهتنها چهره او چهره یک پسربچه نیست، که صورت یک مرد است؛ حتی بیش از آن دیدم یا احساس کردم که چهره او نبای چهره یک مرد نیز باشد بلکه باز چیزی دیگر در کار است. چنین بود که گویی چیزی از چهره زنانه نیز در آن باشد و ناگهان در یک آن چهرهاش برایم دیگر نه مردانه یا کودکانه، نه پیر یا برنا بلکه به گونهای، هزارساله یا حتی بیزمان آمد، ممهور زمانهای دیگر، مغایر با زندگی ما.

او صاحب منش است و کسانی که صاحب منشاند در کتابهای مقدس سرشان بیکلاه میماند.

«... اینجا یکی از همان نقاط ضعفی است که در این مذهب میتوان کاملا بهوضوح دیدش. داستان از این قرار است که خدا در عهد قدیم و در عهد جدید، چهرهای بسیار بیهمانند دارد، اما بهراستی آنچنان که باید، شناسانده نمیشود. او نیکی، والایی، پدر آسمانی، جمال و جلال و کمال احساسات است، بسیار درست! اما جهان از چیزهای دیگری نیز بنیان یافته است. و حال به ناچار همه این چیزهای دیگر را به شیطان نسبت میدهند و تمامی این بخش از جهان، تمامی این نیمه دیگر هستی را پنهان میدارند و به سکوت میگذرانند. درست بر همین اساس، که خدا در حکم پدر، آفریننده همه امور زندگی است، برقرار کننده تمامیت زندگی جنسی نیز هست که زندگی بر پایه آن بنیان یافته، اما به سادگی این بخش از زندگی به سکوت برگزار یا تا حد امکان به مثابه شواهدی از شیطان اموری گناهآلود تعریف میشود. کوچکترین مخالفتی ندارم که این خدا، یهوه، را بپرستند. اما بر این باورم که باید همه این آفریدهها، تمامی جهان و نه فقط این نیمه رسمی و به شکل تصنعی از کل جداشده را حرمت نهیم و مقدس شمریم. بنابراین کنار پرستش خدا میباید پرستش شیطان را نیز اقامه کنیم. من این را درست مییابم یا میباید خدایی آفرید که شیطان را نیز در خود داشته باشد تا دیگر در پیشگاه او ناچار نباشیم بر طبیعیترین اموری که در جهان رخ میدهد چشم فروبندیم.».

«... کسی که بیش از آن تنبل است که خود بیندیشد و خودش قاضی خود باشد، به ممنوعیتهای موجود گردن مینهد. برایش راحتتر است. برخی دیگر فرمانهای خود را از درون خود میجویند. برای آنان چه بسا چیزهایی ممنوع است که هر فرد محترمی روزانه انجام میدهد و چیزهایی مجاز است که نکوهیده شدهاند. هر کس باید روی پای خود بایستد.».

نقاشیام اکنون تصویر پرندهای شکاری بود با سر و کله برافراشته یک باز. نیمی از پیکرش در کره خاکی تیرهرنگی نهفته و پرنده در تکاپوی پر کشیدن از این تخم غولآسا به سوی آسمان نیلگون پسزمینهاش بود. (اثر سالوادور دالی)

پرنده در تکاپوی رهایی خود از تخم است. تخم دنیاست. هر که خواهان زاده شدن است، باید دنیایی را ویران کند. پرنده به سوی خدا پر میگشاید. این خدا آبراسکاس نام دارد.

از تفسیر:

در سده نوزده در ادبیات فرانسه، به هر شخصی که در هنر اثری نو و بدیع ارائه میداد شیطان میگفتند و حتی صدها سال پیش از آن نیز گمان میبردند شیاطین و اجنه الهامدهنده شعر به شاعراناند. از این رو، این عقیده که شیطان آفریننده هنر و شعر است، سابقهای دیرینه در عالم دارد.

رمانتیکها لقب دیگری نیز به شیطان دادهاند: «شیطان قدیمیترین دوستدار معرفت»، زیرا این شیطان بود که با خوراندن میوه ممنوعه به انسان، که همان حکمت و آگاهی بود او را از بهشت کودکی و نابالغی به در آورد.

مسیح میگوید: «چون افعی عاقل و چون کبوتر بیگناه باش» و یونگ میپرسد چه ارتباطی میان زیرکی افعی و بیگناهی کبوتر وجود دارد؟

یونگ باز با چنین نثری نامعمول و مرموز و شاعرانه در موعظه سوم مینویسد: «شناخت الوهیت آبراکساس(خدای دمیان) دشوار است. قدرت او عظیمترین است. از این روست که آدمیزاده او را درنیابد... اضداد ستیزنده این قدرت از دید تو پنهاناند. آنچه خدای آفتاب گوید، زندگی است. آنچه 1 گوید، مرگ است. لیکن آبراکساس از آن کلام مقدس و ملعون گوید که هم حیات است و هم ممات... آبراکساس مهیب است. او خود پان عظما و پان صغراست... هیولای جهان زیرین است... آشفتگی همانا هرمافرودیت(آمیزه زن و مرد) اول آغاز است. وجود است که اتحادهای وجودی را میجوید... نگریستن به او کوری است، شناختن او بیماری است... آبراکساس جهان است، همانا کون و فساد است... او تضاد آشکار نوع مخلوق با سکان ملاءاعلی و بیوجودی اوست.»

تصویر خدای آبراکساس روی یک سنگنگاره باستانی

تصویر خدای آبراکساس روی یک سنگنگاره باستانی

برچسب: نویسنده: مهراد شریفی تاريخ: يکشنبه 27 آذر 1401 ساعت: 20:15

صفحه بندی