مادر از کودکی در آرزوی پرواز می سوخت. خواب پرواز می دید... ابر می خورد... باران می گریست. یک نسل بعد، آرزوی مادر در جسم پرندگان فرزندش حلول کرد. حالا فرزندش برای ققنوس های رنگارنگ مادری می کند... آواز می خواند... می رقصد... پر می کشد و در آسمان اوهام محو می شود تا در تسلسل غریب زمان، روزی برای کودکش از آرزوی پرواز بگوید.
برچسب:
نویسنده: مهراد شریفی